انتشار این خبر که دونالد ترامپ، رئيسجمهوری ایالات متحده، در اقدامی غیرمعمول، قرار است چهارشنبه با تمام اعضای کابینه خود جلسه داشته باشد، نشان میدهد او در حال بررسی راههایی برای سرعت بخشیدن به مذاکرات بهشدت کند و فرسایشی با جمهوری اسلامی ایران است.
این همفکری و بررسی ضروری است، زیرا کاملا روشن شده که ترامپ به صلح فرصت داده است. آن هم فرصتی بسیار خوب، اما حاکمان مذهبی این کشور همچنان حاضر نیستند شرایط سخاوتمندانه او را بپذیرند.
اکنون پرسش اصلی این است که آیا هنوز راهی معقول برای امتیازدهی بیشتر وجود دارد، یا اینکه تهران اساسا قصد ندارد به توافق «بله» بگوید.
این گفتگوها بدون تردید، بُعد سیاسی هم خواهند داشت، زیرا جنگ در داخل آمریکا محبوب نیست و هرچه طولانیتر میشود، مخالفتها با آن بیشتر میشود. تاثیر این جنگ بر افزایش قیمت انرژی و تورم، بخش بزرگی از نگرانی جمهوریخواهان است، زیرا احتمال دارد حزب ترامپ در ماه نوامبر، کنترل هر دو مجلس کنگره را از دست بدهد. استیضاح رئیسجمهوری هم احتمالا یکی از نخستین اقدامهای دموکراتها خواهد بود.
دموکراتها همانطور که در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ هم نشان دادند، برای طرح اتهام علیه او نیازی به واقعیت و مدرک ندارند. تنها چیزی که نیاز دارند، وحدت حزبی حول این ایده است که رایدهندگان اشتباه کرده یا فریب خوردهاند. این روش آنها برای بیاثر کردن نتایج انتخابات است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
افزون بر این، اهمیت تحولات ایران دوباره در حال افزایش است، زیرا حتی آتشبس شکننده کنونی نیز بهشدت متزلزل شده است.
آمریکا اواخر دوشنبه شب حملات هوایی انجام داد که آن را «دفاع از خود» نامید. این حملات علیه دو کشتی ایرانی انجام شد که گفته میشود در حال مینگذاری در تنگه هرمز بودند. آمریکا همچنین اعلام کرد یک سامانه موشکی زمینبههوا در پایگاه اصلی نیروی دریایی جمهوری اسلامی را که هواپیماهای جنگی آمریکا را هدف قرار داده بودند، منهدم کرده است.
در پاسخ، مجتبی خامنهای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، تهدید کرد که پایگاههای نظامی آمریکا را در دیگر نقاط منطقه هدف قرار خواهد داد.
این درگیریهای پراکنده تازهترین نشانه آن است که آیتاللهها کلا قصد ندارند بدون فشار، خواسته اصلی ترامپ برای صلح را بپذیرند.
ترامپ بیش از یک دهه است یک حرف را تکرار میکند: اینکه جمهوری اسلامی ایران در دوران ریاستجمهوری او هرگز اجازه نخواهد یافت به سلاح هستهای دست پیدا کند.
دلیل پیوستن او به جنگ ۱۲ روزه اسرائیل در سال گذشته، بمباران تاسیسات هستهای ایران بود. علت همکاری دوبارهاش با اسرائیل در جنگ کنونی در ماه فوریه نیز همین موضوع است. خوشبختانه، او حتی ذرهای عقبنشینی نکرده و دقیقا توضیح داده است که ایران چگونه میتواند شرایط او را بپذیرد و در عین حال به این درگیری بهسرعت پایان دهد.
تمام کاری که رژیم باید انجام دهد، این است که حدود ۴۵۰ کیلو اورانیوم غنیشده با درجات خلوص مختلف را تحویل دهد یا نابود کند؛ اورانیومی که بیشتر آن زیر انبوهی از آوار در سه سایت مختلف که بمبافکنهای آمریکایی منهدم کردند، مدفون شده است.
اینکه رژیم حاکم بر ایران حاضر نیست درباره همین مسئله اصلی توافق کند، نشان میدهد که ترجیح میدهد به جنگی تمامعیار بازگردد تا اینکه ذخایر اورانیوم خود را کنار بگذارد. در واقع، این مخالفت نشان میدهد جمهوری اسلامی همچنان تا چه اندازه به سناریو آخرالزمانی نابودی اسرائیل و ایالات متحده پایبند است.
طبق گزارشی از والاستریت ژورنال، خصومت شخصی با ترامپ نیز عامل مهمی در به بنبست رسیدن مذاکرات است. این روزنامه به نقل از مقامهای ایرانی و میانجیهای عرب میگوید تهران در مذاکرات چند هدف اصلی دارد که یکی از آنها دستیابی به کمک مالی برای نجات اقتصاد تحت فشار این کشور است، اما بدون آنکه «در برنامه هستهای خود آنقدر عقبنشینی کند که ترامپ بتواند مدعی پیروزی شود.»
ترامپ پیش از نشست کابینه، خواستهای تازه را با متحدان منطقهای آمریکا مطرح کرد تا روند امور را جلو ببرد و صلحی پایدارتر برقرار کند. او گفت که پادشاهیهای عربی حاشیه خلیج فارس و دیگر کشورهایی که از پایان درگیری با ایران سود میبرند، باید به «پیمان ابراهیم» بپیوندند. یعنی حق موجودیت اسرائیل را به رسمیت بشناسند و با آن روابط رسمی تجاری و دیگر مناسبات را برقرار کنند.
ترامپ در دوره اول ریاستجمهوریاش این توافقهای تاریخی را شکل داد و اکنون میخواهد آنها را گسترش دهد. او تاکید میکند که مزایای توافق با تهران برای کشورهای عربی و حتی ترکیه آنقدر زیاد خواهد بود که صلح نهایی با اسرائیل به گام منطقی بعدی و بهترین راه تضمین صلح پایدار در کل منطقه تبدیل شود.
ترامپ گفت این ایده را روز شنبه در جریان مذاکرات با برخی رهبران منطقه مطرح کرد، اما درباره واکنش آنها جزئیاتی ارائه نکرد.
در این میان، درگیری میان حزبالله و اسرائیل در لبنان نیز پیچیدگی دیگری ایجاد کرده است. ترامپ از بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، خواسته اقدامی انجام ندهد که شانس دستیابی به توافق با جمهوری اسلامی را به خطر بیندازد، اما این درخواست اسرائیل را در موقعیت دشواری قرار داده است، زیرا حزبالله همچنان به شمال اسرائیل راکت شلیک میکند و نیروهایش در نزدیکی مرز موضع گرفتهاند.
تمام این تحولات رئیسجمهوری آمریکا را با همان دو گزینهای روبرو میکند که از ابتدا در اختیار داشت: ادامه مذاکره با ایران، حتی بدون پیشرفت قابلتوجه، یا دوباره به راه انداختن ماشین جنگ به این امید که حکومت ایران سرانجام آنقدر هزینه بپردازد که خواستههای بهزعم او معقول آمریکا را بپذیرد.
از این منظر، تلاش برای واداشتن دیگر کشورهای مسلمان به برقراری رابطه با اسرائیل را میتوان بهنوعی «آخرین تیر در تاریکی» دانست. احتمال موفقیت کامل پایین است، اما ارزش امتحان کردن را دارد، زیرا دستاورد آن میتواند عظیم باشد.
تصور کنید تاثیر اقتصادی یک خاورمیانه متحد چه خواهد بود. این تاثیر آنقدر بزرگ خواهد بود که شاید حتی ایران هم سر عقل بیاید و به این جمع بپیوندد.
برگرفته از نیویورک پست

